اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی
و اگر هستی کسی هم به تو عشق بورزد
و اگر این گونه نیست تنهایی ات کوتاه باشد
وپس از تنهایی ات نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که این گونه پیش نیاید ،
اما اگر پیش آمد بدانی چگونه به دور از نا امیدی زندگی کنی.
برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی
از جمله دوستان بد و ناپایدار،
برخی نادوست و برخی دوست دار ،
که دست کم یکی در میانشان بی تردید مورد اعتمادت باشد
و چون زندگی بدین گونه است
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی
نه کم و نه زیاد! درست به اندازه ،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد ،
که دست کم یکی از آنان اعتراضش به حق باشد ،
تا که زیاده به خودت غرّه نشوی .
و نیز آرزومندم مفید فایده باشی !
نه خیلی غیر ضروری تا در لحظات سخت
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است ،
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سر پا نگه دارد .
هم چنین برایت آرزومندم صبور باشی ،
نه با کسانی که اشتباهات کوچک می کنند ،
چون این کار ساده ای است ؛
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر می کنند
و با کاربرد درست صبوری ات
برای دیگران نمونه شوی .
امیدوارم اگر جوان هستی
خیلی به تعجیل
رسیده نشوی
واگر رسیده ای به جوان نمایی اصرار نورزی
واگر پیری تسلیم نا امیدی نشوی
چرا که هر سنی خوشی و ناخوشی خودش را دارد
و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند .
امیدوارم به پرنده ای دانه ای بدهی ،
و به آواز یک سهره گوش کنی ،
هنگامی که آوای سحر گاهی اش را سر می دهد ؛
چرا که به این طریق احساس زیبایی خواهی یافت
به رایگان !
امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی ،
هر چند خرد بوده باشد ،
و با روییدنش همراه شوی
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.
به علاوه آرزومندم پول داشته باشی
زیرا در عمل به آن نیازمندی !
وبرای این که سالی یک بار پولت را جلوی رویت بگذاری
و بگویی این مال من است !
فقط برای این که روشن کنی کدامتان ارباب دیگری است .
و در پایان اگر مرد باشی
آرزومندم زن خوبی داشته باشی
و اگر زنی شوهر خوبی داشته باشی
که اگر فردا خسته باشید ،
یا پس فردا شادمان ،
باز هم از عشق حرف برانید
تا از نو بیاغازید.
اگر همه ی این ها که گفتم
فراهم شد،
دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم
«ویکتور هوگو»
